![]() |
![]() |
|
| مراسم هفتگی هیئت محبین آل طاها آمل جمعه ها بعد ازنمازمغرب وعشا مسجد جامع جنب پل دوازده چشمه چهارسوق |
|
حاج مهدي در سال 69 به سمت طلبگي و سربازي امام زمان آمد، دوستان او ميدانند كه تقريباً خوب و حرفهاي ميخواند، او معتقد است بايد از تقليد شروع كرد، تا صدا كمكم شكل بگيرد. پراكنده گوش دادن به شكلگيري صدا لطمه ميزند. بايد همخواني صدا در تقليد رعايت شود. مقامها و اوج و فرودها، تحريرها و كشيدگيها از موارد تقليد است، در محتوا هم شيوهاي ارايهي شعر و پرورش آن به سبك مجلسداري و آداب و فنون را بايد آموخت. او دربارهي ذوق «سبكسازي» و مداحياش ميگويد: اعتقادم اين است كه مداحي ذوق صرف است مثل شعر گفتن؛ به قول معروف، بايد در خون شخص باشد و خميرمايهاش اكتسابي نيست؛ بلكه ميتوان به مرور زمان رشدش داد. يادم هست هنگامي كه آيتا... صدوقي شهيد شد، به يزد رفتيم؛ شعري را خواندم كه هنوز سبكش يادم هست، سبك آن را خودم ساختم؛ آن موقع 12 سال داشتم. اي شهيدان سر برآريد از تراب روي زيبا را نميزيبد به حجاب هان به پا خيزيد وقت خواب نيست زير گِل منزلگه مهتاب نيست اولينباري كه خواندي؟ بله! يادم هست يك روز با زيرشلواري به مسجد آمدم، با يك زيرشلواري گشاد! صورتم چرك بود، تو كوچه با بچهها هفتسنگ بازي كرده بودم، مسجد كه آمدم، بابام به زور مرا فرستاد كه جلوي جمعيت، تكبير بگويم ... و بعد؟ روز بعد شدم مكّبر ثابت مسجد. تقليد ميكردي؟ نه، براي خودم سبك داشتم. خواندنت را به صورت فني از كي شروع كردي؟ از سال 58 تا سال 64 همينطور ميخواندم؛ البته گاهي نوارهاي مداحي حاج منصور ارضي را گوش ميدادم؛ گاهي هم به مسجد جامع ميرفتم، حاج شيخ حسين انصاريان صحبت ميكرد، حاج منصور هم ميخواند محسن طاهري، رضا پوراحمد، اعتماد سعيد هم بودند در برنامههاي مداحي ايشان شركت ميكردم و روز به روز علاقهام بيشتر ميشد. تا سالي كه به جبهه رفتم. كدام لشگر؟ لشكر 10 سيدالشهدا، آنجا گاهي دعاي توسل و زيارت عاشورا ميخواندم. البته چند تا از بچههاي مسجد حضرت علياكبر بودند كه خوب ميخواندند. اينها باعث ميشدند من رشد نكنم، كه الحمدا... شهيد شدند(با تبسم) شهيد جابري، حاج قربان، شهيد همتي، خيلي مرا تشويق به خواندن ميكردند اما من رويم نميشد؛ بعد از شهادت آنها من جديتر شروع كردم. شنيدهايم كه خيلي از سبكهاي نوحه و اشعار را خودت ميسازي؛ چگونه اين كار را ميكني؟ قطعاً دانستن مقامها كه دستگاهها و گوشههاي آن در سبكسازي مهم است نوارهايي هست كه فقط نغمهها را آورده بدون موسيقي. البته بعضي از آنها به درد من و سبكسازيام نخورد. پس از كجا روي اشعار سبك ميگذاري؟ ببنيد، نكتهي مهم اين است كه بسياري از گوشههاي موسيقي، گرفته شده از روضه و تعزيهخوانيهاست. در زندگي و شرح حال مردان بزرگ موسيقي ايران كه نگاه كنيد، ميبينيد حتماً استادي تعزيهخوان يا روضهخوان داشتهاند. كتاب هنر مرثيهخواني آقاي مهدي امين فروغي به اين نكته اشاره دارد كه بسياري گوشها به نام روضهخوانهاست مثل «مرادخاني»، «حسيني» و اصلاً برخي گوشهها به نام شخصيتهاي تعزيه است مثل «راك عبدا...» كه جواب عبدا...بن حسن است. آيا ميتوان گفتكه اصل نغمهها در بسياري موارد در خوانندگي و مداحي مشترك است و اگر كسي بخواهد فني بخواند، بايد دقيقاً آن مقامها و گوشهها را بداند؟ ببينيد، دانستن گوشههاي موسيقي تأثير دارد، اما من اعتقادم اين است كه آدم، اول بايد خواننده باشد تا بتواند گزينشي با نغمهها و دستگاههاي موسيقي برخورد كند مهم اين است كه يك مداح بتواند در اوج و فرودها، مقامها و پياده كردن سبك، اصولي و صحيح بخواند. يعني مقامها و دستگاههاي موسيقي نهايتاً ميشود سكّوي پرش، مداح را كمك ميكند تا فني بخواند؛ اما در دستگاه خواندن، همهچيز مداحي نيست؛ شايد براي همين است كه بعضي خواندنهاي فني به دل نمينشيند. دقيقاً همينطور است، هميشه نميشود از پيشدرآمد شروع كرد، حتي هميشه نميتوان از مقام بم شروع كرد، گاهي جلسه، اقتصادي چيز ديگري را دارد. عزيزي ميگفت، بعضي نغمهها و سبكهاي مجلس سيدالشهدا را نزديكي از اساتيد موسيقي خواندم، خيلي منصف بود، نگفت چرا در دستگاه نميخواني گفت اينها ذوق و هنري است كه در مجلس سيدالشهدا است، ما اين نغمهها را نداريم، بياييد برايش اسم بگذاريد، تا ما هم استفاده كنيم. چون گاهي سبكهاي مداحي، وارداتي است گاهي برعكس هم كه ميشود، به اسم خوانندهها تمام ميشود، مكرر من شنيدهام سبكهايي را كه دوستان مداح خواندند و بعد خوانندهها و آوازخوانها از آن استفاده كردند. بعضي نوارهايش را هم دارد. شما؟! چطور سبكهايي را كه ساختي مال خودت بود، يا ... ؟ مثل سبك «انا قتيلالعبرات». نه اين سبك، ذوق خودم بود، اصولاً وقتي ميخواهم سبكي را بسازم از چند روز قبل، اصلاً نوار گوش نميدهم، تا فضاي ذهنم خالي باشد. شايد سالها قبل نغمهاي را شنيده باشم كه در ضمير ناخودآگاه حفظ شده باشد، آن نغمه در بعضي جاها به كمكم ميآيد. بحث را يك جهت ديگر ادامه ميدهيم. اگر كسي مطلب مبتذلي را با كسبي خواند همين كافي است، تا ديگري نتواند از آن سبك استفاده كند؟! و اصولاً سبك نواراي مبتذل را ميشود در مجالس اهلبيت خواند يا نه؟! ببينيد، من به يكي از مداحان پيشكسوت كه اخيراً در دفاع از برخي دوستان جوان مداح گفته بود: هر زيبايي هست براي اهلبيت است و اگر سبك زيبايي را بتوان خرج اهلبيت كرد، مانعي ندارد؛ ولو كسي آن را قبلاً به صورت ترانه خوانده است عرض كردم اين سبكها يا مناسب مجلس لهو و لعب است و انسان را دچار يك طرب ميكند كه به سمت معصيت گرايش پيدا مينمايد و اين سبكها اصلاً قابل دفاع نيست، يا بعضي سبكها، شايستهي مجلس اهلبيت نيست. يكي از دوستان ميگفت در دههي 70 و 60 مقام معظم رهبري صحبت مفصلي كردند و فرمودند: بعضي سبكهاي مبتذل را آقايان مداح ميآرند، فقط به جاي عشق و عاشقي، تيغ و تير و نيزه ميگذارند؛ خيلي جالب است كه آن موقع ايشان آفت و آسيب خواندنها را توجه داشتند. همان زمان بود كه برخي دوستان از جمله جناب آقاي محدثي نقل ميكردند كه طي سفري، ايشان در مشهد از يكي از شعرا خواسته بودند تا اشعار را با همكاري ديگر شاعران، با سبكهاي خوب و زيبا تلفيق و روانهي بازار و مجالس اهلبيت كنند. اگر آن موقع، دوستان فعال ميشدند، شايد الآن چنين مشكلاتي پيش نميآمد. در هر صورت اگر سبك متناسب مجالس لهو و لعب نيست، دو حالت دارد: گاهي مشهور است كه ترانهخواني آن را خوانده است اين هم رد ميشود. نمونهاش اينكه كسي به من زنگ زد و گفت من از محرم امسال، توي اين فضا آمدم؛ وسط مجلس روضه، سبكي خوانده ميشده كه براي من و خيلي از افراد مثل من، آن سبك ترانهي مبتذل را تداعي ميكند و من به ياد گناه ميافتم؛ شما نميداني اين سبك در چه فضاي شهوتآلود و بدي خوانده شده است. اين سبكهاي همچون تداعي كنندهي آن لهو و لعب است، مسلماً ايراد دارد. اما قسم بعدي، سبكهايي است كه ولو كسي در آن طرف آب خوانده اما در بين مردم، شهرت ندارد و سبك هم لهوي و مبتذل نيست، اما آنقدر اهلبيت به ما دادهاند كه نيازي نداريم سبكي را از يك آدم نجس برداشت كنيم و براي امام حسينq بخوانيم، ولو پنجاه سال پيش خوانده باشد، چرا ما ذهنمان را طوري آماده نميكنيم، كه امام حسينq، سبك بِكري در آن بگذارد؟ اما مداحهاي جوان، ظاهراً خيلي گناهي ندارند. آنها در فضايي قرار ميگيرند كه مستمع از آنها سبك جديد ميخواهد. نكتهي اصلي همان است كه گفتم، حجت براي ما تمام است؛ امام حسين آنقدر به ماداده كه نياز نداريم به خواندنهاي ديگران، با سبك بعضي سريالها و فيلمها را اقتبال كنيم. محرم امسال 25 سبك كار كرديم، كه فقط 3 تا آنها استفاده شد و بقيه مانده است؛ اصلاً نيازي نيست ديگران به ما خوراك بدهند، يادم هست سه هفته به ذهنم فشار ميآوردم و چيزي نميآمد؛ اما خدا شاهد است در يك روز، بيست سبك كار كردم. خيلي از آنها را امسال دوستان مداح خواندند. يعني سبكهايت را در اختيار ديگران هم قرار ميدهي؟ بله؛ احساس ميكنم اگر يك ذره در اين زمينه بُخل كنم، حضرت به من نميدهند، من وسيلهام براي ديگران، بعضي را قبل از اينكه خودم بخوانم، دادم ديگران خواندند! چرا ديگران سراغ اين فضا و ابداع سبكهاي نو نميروند و صرفاً تقليدي كار ميكنند؟! از دو حال خارج نيست؛ يا مطلب به گونهاي بر ايشان ترسيم شده كه اصلاً احساس نياز نميكنند، وقتي فلان مداح پيشكسوت ميگويد چه عيبي دارد چيزهاي قشنگ را براي اهلبيت استفاده كنيم و به مداح جوان ميگويد تو بخوان، من هم دفاع ميكنم، ديگر او اصلاً احساس نياز به سبك ساختن و ابداع نغمههاي اصيل نميكند؛ ولو توانايياش را داشته باشد، يا اينكه طرف، اين كاره نيست، نميتواند سبك بسازد و ذوق اين كار را ندارد. خوب، بالاخره راه حل؟! راه اين است كه اولاً پيشكسوتها و بزرگترها فرهنگسازي كنند، بپذيرند؛ به ديگران خصوصاً جوانها بگويند كه استفاده و اقتباس از چنين سبكهايي زشت است و بعد، آنها كه چيزي دارند، آنها كه ميتوانند بيمنّت براي ديگران خوراك شعر و سبك تهيه كنند دادههايشان را در اختيار ديگران بگذارند؛ بازار تقاضا و عطش جوانها را اشباع كنند. الآن جايي هست كه اين كار انجام شود؟ مثلاً براي فاطميه، مداحهاي سراسر كشور بتوانند از آنجا سبك ناب و شعر جديد و قويگير بياورند؟ نه؛ مشكل همين است. گرچه من و برخي دوستان آمادگي كامل داريم، هم شعراي خوب هستند و هم سبكهاي قوي و متين در دست ماست. با كمي ساماندهي و بودجهي مختصر، ميتوان چنين مجموعههايي را آماده كرد. فكر ميكنيد كي اين اتفاق بيافتد كه سازماني، توليد چنين مجموعههايي را عهدهدار شود؟ درد دل من اين است در جامعه، شعراي خوب و قوي وجود دارند، غزلهاي بسيار خوب ميگويند، اما 50 درصد كار است؛ چون برخي شعرا هيأتي نيستند، شعر آييني آنها به درد مجالس نميخورد، اثرشان ادبي هست، اما كاربرد در محافل مذهبي و هيأتها ندارد. اگر شعرا اين واقعيت را بپذيرند كه اكثر مستمعان ما جوانند و جوانها، دنبال نوآوري و سبكهاي جديد هستند، دنبال شور و هيجان و احساسات دروني، خوب، يك قسمتي در سبكها متبلور است، شاعر كه نبايد همهاش غزل بسرايد، گاهي اگر ارتباط با مثل من داشته باشد، سبك زيبا را به او ميدهيم تا در آن نغمه و سبك شعر بسرايد؛ اين ميشود كاربردي؛ بعضي از اشعار در عين اينكه مضمونهاي خوبي دارد، در هيچ قالبي و گوشهاي نميتوان آن را ارائه كرد. حرف آخر؟! در اين فضاي كاذبي كه ايجاد شده، اول بايد فرهنگسازي شود، تا اين تقليد كوركورانه كه نهادينه شده از بين برود. آنها كه ذوق سبكسازي دارند، با دستگاهها و نغمهها آشنا هستند ميتوانند سبكهاي ناب را توليد كنند. مجموعهاي علمي نيز نظرات علما و مراجع را نسبت به آنها بگيرد و سبكها را در دايرهي شرع و فقه، تحليل كند؛ غيرقابل قبول، رد شود و ماندهها تنظيم و با همكاري شعراي آييني، به صورت مجموعههاي صوتي، تدوين و در ميان ذاكران و مداحان توزيع گردد. اين حركتهاي سازمان يافته ميتواند، نويدبخش ارتقاي سطح ذوقي و هنري هيأت باشد، انشاءا...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سید علی صادقی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مداحی کربلایی یاسر رجبی
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
|
RSS
|